آلفا کلاب

دنیای بازی و گیمر های حرفه ای

سخت ترین بازی های صنعت گیم
بازی معرفی

سخت ترین بازی های صنعت گیم

سخت ترین بازی های صنعت گیم :

اکثر کمپانی های بازیسازی ترجیح میدهند محصولی ارائه دهند که به پایان رساندن آن برای گیمر کار سخت و طاقت فرسایی نباشد تا موفق به جذب طیف گسترده تری از مخاطب شوند.
اما با اینحال باز هم گیم هایی از راه میرسد که نه با کسی شوخی دارد و نه قصد باج دادن به بازیکنان .طی تجربه ی آنها شاید بارها دسته را با عصبانیت پرتاب و دیسک را از کنسول خارج کنید.برای اتمام آن باید همراه کاراکتر اصلی عرق بریزید و تا طعم شیرین پیروزی را بچشید.
در این بخش نگاهی به تعدادی از سخت ترین بازی های چند سال اخیر خواهیم انداخت

در ابتدای کار ،با دو بخش سختی “انسان” و “شکارچی شیطان” رو به رو هستید.مورد اول که حرفی برای گفتن ندارد اما گزینه ی دوم نسبتا چالش بر انگیز خواهد بود..
با کامل کردن بازی ،یک درجه سختی با نام “دانته باید بمیرد” آزاد میشود که میتواند برای هواداران ،یک چالش جدی باشد.
در این درجه از سختی ،دشمنان دو برابر همیشه جان دارند و ضربات مهلک تری وارد میکنند.همچنین قادر به اجرای کمبو هایی هستند که به شدت میتواند نوار سلامتی تان را کاهش دهد.در یک کلام “دانته باید بمیرد” هدفی جز مردن شما ندارد.

به مانند اکثر بازی های موتور سواری ،Trials Rising هم تماما درباره حفظ بالانس و تعادل است.ابتدا بازی برای شما دام پهن میکند و مسیرهای صاف و ساده ای در اختیارتان میگذارد.. درست جایی که به خود مغرور می شوید که چه موتور سوار حرفه ای هستید،تمام محاسباتان غلط از آب در می آید.
تنها نکته ی قابل شکر ،وجود بخش های اموزشی بسیار است که میتواند شما را برای مسابقات اصلی آماده کند.

بازی سخت لزوما به معنای دشمنان پر تعداد و باس فایت های زجر آور نیست.گاهی اوقات یک ایده ی ساده می تواند تمام ذهن شما را به خود مشغول کند. thumper به نوعی یک کارائوکه ی مجازی به شمار می رود.مبه این صورت که شما به جای اواز خواندن باید در مسیری که بی شباهت به خلا نیست،سیگنال های ورودی از مقابل را دریافت کنید.ایده ای شبیه به بازی های کنسول های دستی قدیمی.اما اگر بازی را دست کم گرفتید ،سخت در اشتباهید.کافی است مدتی پای ان بنشینید تا متوجه شوید برای هماهنگ شدن با سرعت سرسام اور بازی ،به چه دقت و تمرکزی نیاز دارید.

بازی redout هم بی شباهت به شماره ی قبلی لیست نیست.شما کنترل یک سفینه را در فضایی بی کران بر عهده دارید.اما دیگر خبری از مسیر صاف و مستقیم نیست.مانع های متعدد شما را مجبور یه عکس العمل های سریع میکند و مسیر های حلقه ای شکل ،به کابوستان تبدیل خواهدشد.
به همه ی اینها سفینه های دشمن را هم اضافه کنید که بی وقفه در حال تیر اندازی به سمت شما هستند.

باور ندارید که یک بازی دو بعدی می تواند دمار از روزگارتان در بیاورد؟ کاپ هد از دور برایتان شبیه به یک انیمیشن خوشمزه و راحت الحلقوم به نظر می آید؟ پس شانستان را امتحان کنید.برایتان اروزی موفقیت داریم.
محوریت گیم پلی کاپ هد ،باس فایت های متنوع و پر تعداد است که در دو درجه ی سختی عرضه میشوند.آسان و مشکل.
خیلی ها هستند که برای اتمام بازی با درجه ی سختی آسان به مشکل برخوردند و بیخیال ادامه ی آن شدند.درجه ی مشکل که دیگر بماند.
اگر اعصاب ضعیف و حوصله ی کمی دارید ،پیشنهاد میکنم سمت کاپ هد نروید .

مگر میشود از “سختی” صحبت کرد و نام دارک سولز به میان نباشد ؟ اصلا شاید بهتر باشد در لغتنامه فارسی ،رو به روی کلمه ی دشوار بنویسیم دارک سولز.اما با اینحال نباید از جادوی بازی غافل شد که با همه ی مشقت ها و اعصاب خرد کنی هایش ،به همان اندازه هم اعتیاد آور است.
دارک سولز همزمان منصف است و بی رحم.قوانین را پیش رویتان میگذارد و راه زنده ماندن را می آموزد.اما از کوچک ترین اشتباهتان نمیگذرد.
مانند استادی که امتحان پایان ترم را عینا از جزوه میگیرد،اما نیم نمره هم ارفاق نمیکند.دانشجو هم بعد از افتادن در درس مذکور،بهانه ای نخواهد داشت.همانطور که گیمر بعد از مردن های متوالی در بازی،نمیتواند تقصیر را گردن دنیای دارک سولز بیاندازد.او عامل مرگ خود و بانی همه اشتباهاتش است.

سری بازی های مگا من ،همانقدر که تداعی کننده ی روزهای خوش و بی قید کودکی مان است،همانقدر هم یادآور رنج و عذاب هایی که متحمل شدیم،می باشد.با پلتفرم اکشنی رو به رو بودیم که قهرمان بازی ،به واقع آن قهرمان آرمانی و همه فن حریف بازی های دیگر نبود.قدرت خاصی نداشت و در جهانی خطرناک ،میان دشمنانی مرگبار باید زنده می ماند.

سری بازی های مگا من از همان نسخه های ابتدایی نینتندو تا همین یکی دو شماره ی اخیر ،همواره جذاب و چالش آور بوده است.

با بازی سختی طرف هستیم که دلیل سخت بودنش خون آشامان و شیاطین سخت جان،مهمات کم و مرگ های پی در پی نیست.برعکس همه چی غرق سکوت است و رنگ و زیبایی. و گیمری که هرچقدر دلش بخواهد زمان دارد برای حل معماهای بازی.
جاناتان بلو ،در دومین تجربه ی بازی سازی خود پا را از برید هم فراتر گذاشته و همان مقدار اندک داستان و روایت را حذف کرده و گیمر را به میان تله ی معما های بی شمار خود فرستاده است.

شاهکار دوران ساز کوجیما ،هنوز هم در برابر زمان ،نا فرسودنی به نظر می رسد.اگر تصور میکنید هیتمن یا اساسین کرید واقع گرایانه ترین بازی های مخفی کاری به نظر می رسند ،پس حتما هنوز سری بازی های متال گیر را به سر انجام نرساندید تا متوجه شوید یک غفلت کوچک در از بین بردن رد آثار خود ،چطور می تواند بازی را برایتان تبدیل به یک کابوس کند.

LEAVE A RESPONSE

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 4 =